بینش علمی

نحوه نگاه طلبه به مقوله کسب دانش-بخش اول

حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا فلاح

قاعده ۱: علم به عنوان روزی معنوی

یکی از نکته‌هایی که خیلی روشن است، این است که ما، کسانی که خداوند به ما لطف کرده است و روزی کرده است طلبگی را، علم به جد مطلوب همه‌ی ما است این به خاطر آن نظام ارزشی است که آن را پذیرفتیم و به خاطر ورود در محیطی که محیط متفاوتی است اینجا واقعاً علم مطلوب اول است و تا سنوات طولانی مدرک مطرح نیست و خود دانایی و باسواد شدن مطلوب جدی است برای طلبه، طوری که طلبه برای آن زندگیِ خودش را سمت‌وسو می‌دهد و سامان می‌دهد، جهاد می‌کند هر جا که لازم باشد می‌رود تا بتواند یک نتیجه‌ای به دست بیاورد و همین‌طور می‌بینیم که طلبه کلی سؤال دارد درباره‌ی این‌که چه باید بخواند؟ چه طور باید بخواند؟ و این‌که این کار را با چه چیزی انجام بدهد؟ متن درسی چه باشد؟ استاد چه کسی باشد؟ مدرسه برود مؤسسه‌ای برود یا نه؟ تا حدی این سؤال‌ها جدی است که گاهی آرام و قرار را از طلبه می‌گیرد.

این دغدغه‌ها نشان‌های خوبی هستند و ارزشمند هستند منتها یکی از بحث‌های مهم بعد از تأیید این ارزش این است که ما چه تصویری از مطلوب خودمان داریم از این علم؟ و چه تصویری از راه‌های دست‌یابی به این مطلوب داریم؟ اگر تصویر درست نباشد مطمئناً چیزی را دنبال خواهیم کرد که مطلوب نیست یا از راه‌هایی خواهیم رفت که بهترین راه‌ها نیستند یا اصلاً درست نیستند، نتیجه هم این می‌شود که محصولی که به دست می‌آید بیشتر مزاحم و وزر و وبال است برای ما، این نگاه‌ها هم باید ارج‌وقربی داشته باشد و باید در زندگی طلبگی ما یک سهم خوبی را به خودش اختصاص بدهد ما برای این‌که به دیدگاه درستی در باب علم و راه‌های تحصیل علم دست پیدا کنیم باید یک‌وقتی را صرف بکنیم.

 شاید به این دانایی‌ها بشود اسم علم‌شناسی حوزوی اسلامی داد یا مثلاً اسم بینش علمی گذاشت، یعنی نوع نگاه به علم این مباحث را می‌شود در شمار مباحث فلسفه‌ی علمی اسلامی قرارداد. این خیلی مهم است یعنی نوعی علم‌شناسی اسلامی ما داریم، احادیث حتی آیات زیاد به این موضوع پرداختند و تصویری در باب علم و دانایی و راه‌های تحصیل آن به ما عنایت کردند که اگر این تصویر در دست ما نباشد احتمالاً ما چون دوره‌ی طولانی را در نظام تعلیم و تربیتی که به‌صورت پایه غربی طراحی‌شده است، تحصیل کردیم، ما احتمالاً برمی‌گردیم به ذهنیت‌هایی که از آن محیط‌ها آوردیم و به این سؤال‌ها با آن ذهنیت‌ها پاسخ می‌دهیم یا بالاخره پاسخ‌ها خیلی پاسخ‌های غنی و قوی از آب درنمی‌آید به‌ عنوان‌ مثال علم در فرهنگ ما اساساً آسمانی است به یک معنای خیلی خاص و این را اگر در نظر داشته باشیم خیلی تأثیر می‌گذارد در نوع تعاملات ما، مثلاً فرض بفرمایید موقعی که دو نفر با موبایل دارند باهم دیگر صحبت می‌کنند این‌ها اگر که تلقی‌شان این باشد که ما داریم با این قوطی حرف می‌زنیم و آن‌طرف هم می‌شنود متوجه بعضی از واقعیت‌ها نمی‌شوند و آن‌ هم این‌که بعضی جاها که می‌روید خط نمی‌دهد در عین این‌که دو نفر به هم نزدیک هستند اگر یکی از این دو خط ندهد یا هر دو خط ندهد نمی‌توانند باهم حرف بزنند با این‌که خیلی راحت داشتند باهم حرف می‌زدند در فاصله‌ی هفت هشت متری خیلی راحت یا مثلاً فرض بفرمایید آن منبعی که در آسمان است و امواج را از شما می‌گیرد بعد امواج را منعکس می‌کند و به‌ طرف خطاب شما می‌رسد اگر آن منبع مشکلی پیدا بکند باز دومرتبه این ارتباط قطع می‌شود همین ارتباط به‌ ظاهر ساده که ما خیلی به آن عادت کردیم در آن‌یک اتفاق می‌افتد که من امواجی را به آسمان می‌فرستم و او امواجی را از آسمان دریافت می‌کند، این نکته‌ی خیلی مهمی است که این تصویر خیلی ظاهری ما را گول نزند که من اینجا حرف می‌زنم آن‌هم آنجا دارد می‌شنود واقعیت قضیه چیست؟ واقعیت قضیه این است که یک امواجی به آسمان فرستاده می‌شود و او از آسمان آن را دریافت می‌کند.

ما در باب مطلب رزق یک هم‌چین سخنی راداریم، هر چیزی که روزی انسان می‌شود از جانب خدا است. در زیارت امین‌الله می‌خوانیم «وَ اَرزاقَکَ اِلَی لخَلائِقٍ مِن لَدُنکَ نازِله» تعابیر جالبی هست، اَرزاقَکَ رزق و روزی‌های تو ای خدا به سمت خلائق؛ مِن لَدُنکَ از جانب تو نازل می‌شود. البته روشن است به لحاظ مبانی اعتقادی، برای ما این مسئله روشن است ولی باید حتماً انسان در معرض تذکر باشد و این آموزه‌ها و باورها را باید خیلی زنده‌اش کنیم. ما در رزق‌های معنوی که ارزشمندترند بیشتر از ارزاق مادی باید چشم به دست‌های خدای مهربان بدوزیم.

 اساساً رزق‌های معنوی نه برای ما و ازنظر ما، کلاً ازنظر فرهنگ اسلامی مهم‌تر است، ارزاق معنوی امکان دارد مورد منت و یَسئَلونَ عَنِ النَعیم قرار بگیرد شاید ارزاق مادی خیلی سریع از آن عبور بشود اما ارزاق معنوی این‌طور نیست و این هم ادله‌اش روشن است هرچند خوب است انسان گاهی این‌ها را هم مرور کند به همین جهت ما یک تفکری اینجا در باب رزق داریم این تفکر باید زنده باشد نزد ما در باب مطلق رزق ازجمله رزق علمی، رزق علمی از آسمان می‌آید به‌خصوص علم دین. خوب است برای این‌که از این تفکر به‌ خوبی تغذیه بکنیم این تعقیبات نماز عشاء را یک‌بار دیگر باهم مرور کنیم.

 من دیگر ترجمه نمی‌کنم بعضی قسمت‌هایش فقط شاید لازم باشد.

اَللّهُمَّ اِنَّهُ لَیْسَ لى‏ عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقى‏

 وَ اِنَّما اَطْلُبُهُ بِخَطَراتٍ تَخْطُرُ عَلى‏ قَلْبى‏

 من دنبال رزق هستم، من نمی‌دانم موضع رزقم کجاست، به دنبالش آن چیزهایی که به ذهنم خطور می‌کند، به قلبم می‌افتد دنبالش راه می‌افتم.

 فَاَجُولُ فى‏ طَلَبِهِ الْبُلْدانَ

می‌افتم در شهرها می‌گردم.

 فَاَنَا فیما اَنَا طالِبٌ کَالْحَیْرانِ

 ‏من دنبال یک‌چیزی هستم که در پیروی و جستجوی آن مثل یک انسان سرگشته‌ام.

 لا اَدْرى اَفى‏سَهْلٍ هَوُ اَمْ فى‏ جَبَلٍ، اَمْ فى‏ اَرْضٍ اَمْ فى‏ سَمآءٍ، اَمْ فى‏ بَرٍّاَمْ فى‏ بَحْرٍ، وَ عَلى‏ یَدَىْ مَنْ وَ مِنْ قِبَلِ مَنْ

نمی‌دانم دست کیست؟ از جانب چه کسی بنا است این رزق قرار به من برسد؟ همین‌طوری یک چیزهایی به ذهنم می‌رسد دارم می‌دوم.

وَ قَدْ عَلِمْتُ اَنَّ عِلْمَهُ عِنْدَکَ

درحالی‌که من مؤمن هستم و می‌دانم. می‌دانم که تو می‌دانی که کجا است، رزق من کجا است و همین‌طور می‌دانم.

 وَ اَسْبابَهُ بِیَدِکَ

 اسباب این رزق در دست‌تو است.

وَ اَنْتَ‏ الَّذى‏ تَقْسِمُهُ بِلُطْفِکَ وَ تُسَبِّبُهُ بِرَحْمَتِکَ، اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ یا رَبِّ

بعد حالا درخواست می‌کند. یک باور را مرور کرد در این دعا که بسیار دعای عزیز و شریفی است و بسیار کاربردی است یک باور را تا اینجا مرور کردیم این باور ما را می‌راند به سمت یک مطالبه‌های و رفتار متفاوتی، درخواست متفاوتی از خدا می‌کنیم حالا اینجا است که بر محمد و آل محمد صلوات می‌فرستیم:

 اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ یا رَبِّ رِزْقَکَ لى‏ واسِعاً، وَ مَطْلَبَهُ سَهْلاً، وَ مَاْخَذَهُ قَریباً

رزقت را برای من وسیع قرار بده و طلبش را طلب سهلی قرار بده و آنجایی که می‌شد آن را به دست آورد نزدیکش کن.

 وَ لاتُعَنِّنى‏بِطَلَبِ مالَمْ تُقَدِّرْ لى‏ فیهِ رِزْقاً

من را برای طلب آن چیزی که در آن رزقی قرار ندهی به‌زحمت و مشقت نینداز، خلاصه ما را دنبال نخود سیاه نفرست.

 فَاِنَّکَ غَنِىٌّ عَنْ عَذابى‏

چرا؟ به خاطر این‌که تو از عذاب من غنی هستی، هیچ نیازی نداری من را به‌زحمت و دشواری بیندازی درحالی‌که

 و َاَنَا فَقیرٌ اِلى‏ رَحْمَتِکَ

نسبت این‌گونه است.

 فَصَلِ‏عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ جُدْ عَلى‏ عَبْدِکَ‏ بِفَضْلِکَ‏ اِنَّکَ ذُو فَضْلٍ عَظیمٍ.

این تفکر اگر نزدیک طالب علم باشد خیلی شیرین است، خیلی او را واقع‌بین می‌کند و از بسیاری از آفات او را بازمی‌دارد و جلوی خیلی از آفات را می‌گیرد و حالا تفصیل این بحث هم در یک نوبت دیگر دنبال بکنیم.

مطالب مرتبط

*

*


Top